تبلیغات
7Y10b6Wd3HZi_Ooc_kHn7Axs5uw
آموزش کسب درآمد تضمینی اینترنت - آموزش حرفه ای کسب درآمد تضمینی از اینترنت
آموزش کسب درآمد تضمینی اینترنت

پیشنهادی باور نکردنی اما واقعی !!



در این قسمت بهتون موارد زیر را به ترتیب گفته شده به صورت خلاصه آموزش می دهم.(لطفاً موارد زیر را به ترتیب نوشته شده بخوانید،زیرا مطمئن باشید اگر به ترتیب نخوانید،نمی توانید تصمیم درستی بگیرید)
     1-دسیسه و سر کاری نبودن این کار و هر کاری   2-اصول اخلاقی و اعتقادی و نگرشی(این خیلی خیلی مهم هستش حتماً بخونید)     3-فرمول موفقیت   4-این کار چه چیزی نیست    5-مهمترین رکن پایدار ماندن درآمدتان،همانندسازی     6-ویژگی های بنیادین     7-عملیات عضو گیری و پیگیری    8-هدف گذاری صحیح(بدون هدف آدم به جایی نمی رسه)       9- 37 دلیل شکست افراد در این کار 

1:
اگر هر یک از این نشانه ها را دیدید بدانید که اون کار یا شرکت کلاهبرداری هستش:
1-هیچ خدماتی ارائه نشود(در این شرکت خدمات تبلیغاتی ارائه می شود)
2-خدمات بسیار گرانتر از حد معمول ارائه شود.
3-برای شرکت کنندگان غیر ممکن است که به لحاظ موقعیت یا درآمد از بالاسری خود پیشی بگیرند(پیشی گرفتن از بالا سری خود امکان پذیر است زیرا هرکس فقط از اعضایی که خودشان معرفی کرده اند سود می برند)

2:این قسمت شاید یک مقدار طولانی است،اما اگر می خواهید تصمیم درست و عاقلانه بگیرید و موفقیتتان را تضمین کنید حتماً به طور کامل بخوانید:
برای موفقیت در هر کاری و این کار،اساس تعالی و پیشرفت،اجزایی چون نگرش،اعتقاد،تعهد و میل شدید برای رسیدن به رویا ها است.این ها پیشنیاز های موفقیت هستند و عواملی درونی هستند و شما بر آنها نفوذ دارید.در نهایت تصمیم با خود شماست؛اگر بخواهید در جهت اهدافتان تغییر کنید.اگر به دنبال ایجاد تغییری عظیم در درآمد و شیوه ی زندگی هستید،این کار مناسب شماست.اما باید اراده کنید که دست به انجام کارهایی بزنید که برایتان ناآشناست.برای آنکه موفق شوید،باید به انجام کار هایی بپردازید که 90%  مردم میلی به انجامشان ندارند.باید کار ها را متفاوت با دیگران انجام دهید.
اول از همه در مورد نگرش باید به ذهنیت مثبت اشاره کنم.هر سکه ای دو رو دارد،در عالم طبیعت هم همیشه شاهد تقابل های دو گانه و وضعیت قطبی اجسام هستیم.بنابراین هر واقعه ای یک بعد مثبت و یک بعد منفی دارد.ما تصمیم می گیریم که بر کدام یک تمرکز کنیم.اگر بر قسمت منفی مساله ای تمرکز کنیم،ما نیز به تبع آن منفی رفتار خواهیم کرد.هیچگاه نتایج چنین رفتار هایی مثبت نخواهد بود.از سویی،اگر انتخابمان این باشد که بر روی طرف مثبت تمرکز کنیم،رفتار ما نیز به سمت مثبت گرایش پیدا می کند و عملکردمان منجر به نتایج مثبت خواهد شد.آگاهانه تصمیم بگیرید که به جنبه ی مثبت بنگرید از اعماق وجودتان،مطمئن باشید هم دوستان بیشتری پیدا می کنید،هم شادتر می شوید،هم به موفقیت های بیشتری می رسید.
موفقیت ترکیبی است از آنچه می پسندیم و آنچه دوست نداریم.موفقیت موانع و مشکلات خاص خود را به همراه دارد.این دو را نمی توانید از هم جدا سازید.به همین دلیل آنهایی که به این مساله آگاهی ندارند و دنبال رسیدن به موفقیت بدون برخورد با هیچ گونه مانع یا سدی هستند،در زندگی به هیچ چیز نمی رسند و موفقیتِ قابل توجهی بدست نمی آورند.
دومین چیز در مورد نگرش قدرشناسی است،بخاطر آنچه بدست آوردید شاکر باشید،حتی اگر فقط 20000 تومان هم بدست آوردید،باز هم شکرگزار باشید.از بالاسری ها بخاطر کمک و معرفی و راهنمایی هایشان قدردانی کنید(البته من خودم شخصاً نیاز ندارم قدر دانی کنید،آخه شرمنده میشم،قابلی نداشت)همچنین قدرشناسِ پایین دستی ها بخاطر حضورشان در گروهتان باشید.
سومین مورد در نگرش تواضع است،در برابر همه کس صرف نظر از شان و موقعیتشان متواضع باشید و از موفقیتتان مغرور نشوید و به آنها هم کمک کنید تا مثل شما موفق شوند.هرچی از این دست بدهید از آن دست می گیرید پس بهتر است همیشه بخشنده باشید تا اینکه دریافت کننده.در ضمن موفقیت آنها موفقیت شما هم هست.
آموزش پذیری چهارمین مورد است،همیشه میل به آموختن را در خود حفظ کنید.این کار شیوه ای جدید است،پس هر قدر که می توانید،راجع به آن اطلاعات کسب کنید.(هر وقت خواستید بهم بگید من بهتون یک کتاب هم مخصوص این کار معرفی می کنم تا بخرید،کتابش ارزونه)ری کراک در جایی گفته:((اگر نارس باشید،امکان رشد و رسیدن برایتان وجود دارد،اما اگر رسیده اید،فاسد می شوید و بر زمین می افتید.)).پس به آموختن ادامه بده تا موفق شوی.
این مهمترین نکته هستش یعنی اعتقاد:افراد موفق از نظام اعتقادی قدرتمندی برخوردارند.آنها به کاری که انجام می دهنداعتقاد دارند،در نتیجه از آن لذت می برند و به نتایج درخشانی نیز می رسند.در این کار باور های خاصی وجود دارند که به منظور موفق شدن،واجد آنها باشید.باور ها عبارتند از:
1-شرکت:آیا به این شرکت اعتقاد دارید؟پاسخ به این سوال باید صد در صد مثبت باشد.اگر به این شرکت کاملاً اعتقاد ندارید و این کار را جدی نمی گیرید،قادر نخواهید بود دیگران را متقاعد سازید و هرگز به موفقیت دلخواهتان نمی رسید.
2-خدمات:آیا به نظرتنان خدمات این شرکت خوب است؟یعنی تبلیغات(حتماً شنیدید که میگن تبلیغات هزینه نیست،سرمایه است)من خودم از این تبلیغات خیلی استفاده کردم چندتا مثال ساده اش را که بگم،با فروشگاه های خوبی آشنا شدم،از خبر های روز باخبر شدم،کار خودم رو اینجا تبلیغ کردم،با بعضی سایت های خوب آشنا شدم و با همین کار آشنا شدم ...واقعاً جای خوبی برای تبلیغات است.سعی کنید خودتان هم از خدمات شرکتتان استفاده کنید مثلاً اگر وبلاگ یا وبسایتی دارید که می خواهید پر بازدید کننده بشود یا توزیع کننده ی کالایی هستید یا ...
3-طرح بازپرداخت:این شرکت طرح بازپرداختش بسیار راحت و آسان است و به کارت های شتاب همه ی بانک ها پول واریز می کند.و حتی اسامی آخرین پرداختی هایش را زده است و تالار های گفت و گویی دارد که می توان با اعضای دیگر حرف زد،تا از این که پرداخت می کنند مطمئن شوید.
4-صنعت:آیا به این باور رسیده اید که این صنعت یکی از بهترین راه ها برای رسیدن به کسب درآمد مرکب و انفعالی است؟اگر کاملاً به این تجارت اعتقاد داشته باشید و آن را جدی بگیرید قطعاً موفق می شوید.
5-خودتان:شاید احمقانه به نظر برسد،اما خیلی ها به پایان زندگیشان می رسند،بی آنکه به خودباوری رسیده باشند.آنها مدام دیگران را تحسین می کنند و اغلب چنین جملاتی به زبان می آورند:((او خوشبخته))،((آدمهای بدرد بخوری دورو برش هستند))،... آیا می دانستید بیشتر مردم حتی به تصمیمات خودشان نیز اعتماد ندارند؟در حقیقت،اکثر مردم خودشان تصمیم نمی گیرند.تصمیمات آنها تحت سیطره و نفوذ دیگران و شرایط پیرامون آنهاست.به عنوان مثال،اگر آنها در ابتدا تصمیم به خرید یک ماشین فورد بگیرند و بعد دوستانشان را ببینند و از زبان آنها بشنوند که فورد ماشین مطمئنی نیست و مثلاً تویوتا بهتر است،حدس می زنید چه اتفاقی می افتد؟احتمالاً آنها به جای فورد،یک تویوتا می خرند.واقعاً چه کسی برای آنها تصمیم گرفته است؟در مورد کار خودمان،شما ذهن آنها را متوجه این کار کرده اید،زیرا برایشان رویای بزرگتری ترسیم کرده اید.بعد دوستانشان را می بینید؛دوستانی که هیچ اطلاعات دقیق و معتبری درباره ی این صنعت ندارند و به همکاران شما می گویند که این کار یک دسیسه ای بیش نیست و پرداختن به آن اتلاف عمر است.اگر اعتقاد آنها راسخ نباشد،به چه کسی اعتماد می کنند و به نظرتان چه تصمیمی می گیرند؟آری آنها به دوستان جزم اندیش خود اعتقاد بیشتری دارند و احتمالاً این تجارت را رها می کنند.اُمیدوارم توانسته باشم اهمیت داشتن یک باور راستین را برایتان روشن سازم.خلاصه این که اگر به خودتان باور نداشته باشید چه دلیلی دارد که دیگران به شما اعتقاد پیدا کنند؟ما همه مثل هم به دنیا آمده ایم؛تنها تفاوت ما در چیزی است که به آن دست می یابیم.به خودتان ایمان بیاورید چرا که معجزه در درون شماست.
6-تعهد:موفقیت شما در این کار به تعهدتان در قبال کارتان وابسته است.هرچه جدی تر متعهد باشید،به موفقیت بیشتری می رسید.برای مثال در مورد زمان تعهد دهید.اگر دوست دارید در این کار موفق شوید باید لااقل هفته ای 24  ساعت را به این کار اختصاص دهید،این چند ساعتی که شما در هفته صرف این کار می کنید به شما کمک می کند تا به یک درآمد معمولی برسید و از کنار آن بعد از مدتی به درآمد دائمی و انفعالی برسید،اما برای کسانی که دوست دارند با سرعت بیشتری فعالیت کنند،باید وقت بیشتری بگذارند.این صرف وقت فقط در مراحل اولیه این گونه است و همین که مجموعه تان به رشد مناسب برسد،نیاز به صرف وقت کمتری است.و یا باید در مورد پول تعهد بدهید و تعهد مالی در هر کاری لازم است اما برای این کار خیلی خیلی ارزون است و کامپیوتر است و اینترنت و یا اینکه کتابی برای حرفه ای و درست تر کار کردن خودتون بخرید(من معرفی می کنم اگه خواستید)و یا باید در مورد از خود گذشتگی تعهد بدهید زیرا برای موفق شدن بایدقید بعضی از فعالیت های مورد علاقه تان را بزنید.لازم است در مراحل ابتدایی کار،وقت های آزادتان را به این کار اختصاص دهید(خوبی این کار اینه که در هر ساعت از شبانه روز می توانید کار کنید)مثل تماشای تلویزیون یا ماهیگیری یا سایر فعالیت ها.از قدیم گفتن نا برده رنج گنج میسر نمی شود.با این حال تصمیم با خود شماست.می توانید الان در راحتی باشید و بقیه عمرتان را در ناراحتی و دور از زندگی رویایی و آرزویتان زندگی کنید.
7-آرزو:آرزو شروع هر دستاورد بزرگی است.آیا میل شدیدی به تغییر و کسب موفقیت در زندگی دارید؟اگر این تمایل در شما قوت گرفته باشد،هیچ چیز نمی تواند شما را متوقف سازد.تنها کسی که می تواند شما را بازدارد <<خود شما>> هستید.برادران رایت آرزوی پرواز داشتند و اولین هواپیما را اختراع کردند و همچنین ادیسون آرزو داشت دنیا را روشن کند و لامپ را اختراع کرد و...مکتشفان و مخترعان بزرگ همواره آرزویی بزرگ دارند و هیچگاه واژۀ غیر ممکن را نمی پذیرند.آنها با سختی ها روبرو می شوند،اما دست از تلاش برنمیدارند(این پشتکار و نااُمید نبودن هم خیلی مهم هستش که در قسمت های بعدی بیشتر توضیح می دهم چون خودش یک اصل مهم هستش).اگر شما هم میل شدید و دلایل کافی برای انجام این کار دارید،قطعاً موفق می شوید.البته باید این میل و آرزو را به وسواس فکری خود تبدیل کنید.هیچ راه بازگشتی نیست ! اگر ذهنیت شما این باشد،به یقین به موفقیت و اهدافتان می رسید.بر روی یک تکه کاغذ حتماً اهدافتان را بنویسید.همیشه آن را بخوانید و آرزو هایتان را به خود یادآوری کنید.موفقیت بسته به انتخاب و تغییر است:رها شدن از دست عادات بد و پذیرفتن عادات خوبی که لازمه ی موفقیت هستند.
8-اصول اخلاقی:این کار کسب درآمد بسیار عالی ای است مبتنی بر اخلاقیات،لذا حائز اهمیت است که شما کارتان را به اخلاقی ترین شیوه ی ممکن انجام دهید و فضای صداقت و درستکاری را به افراد بعد از خودتان هم انتقال دهید.اگر کارتان را به حرفه ای ترین و اخلاقی ترین وجه ممکن انجام دهید،مورد تمجید و احترام همکارانتان قرار خواهید گرفت و موفق می شوید.در این زمینه رهنمود های زیر بسیار سودمند خواهد بود:
1-شغلی ازآنِ خودتان:همیشه به خاطر داشته باشید که شما برای خودتان کار می کنید.شما برای شرکتتان یا بالاسری ها کار نمی کنید.شما فقط برای خودتان فعالیت می کنید به همین دلیل مسئول موفقیت یا شکست شما خودتان می باشید.
2-اصل طلایی:<<آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند>>
اگر دوست ندارید مورد انتقاد یا سرزنش قرار گیرید،از دیگران عیب جویی و آنها را سرزنش نکنید.
3-دیگران را محکوم نکنید:این امر شامل سایر شرکت ها و خدماتشان،طرح بازپرداختشان و مشتری هایشان می شود.همیشه بر مزایای شرکت خودتان و خدماتش و طرح ساده ی بازپرداخت این کار تاکید کنید.

تذکر:در این کار بسیار پیش می آید که مورد تمسخر دیگران قرار بگیرید.از این قاعده هیچکس مستثنی نیست.حتی لیدر های موفق (که درآمد های میلیونی از این کار دارند) از گزند چنین ریشخند هایی در امان نیستند.این امر سختی این کار است و جزئی از این کار است.البته تمسخر و ((نه)) شنیدن مختص این کار نیست.این گونه اظهار نظر های منفی را ممکن است در هر کار دیگری در زندگیتان دریافت کنید.بنابراین پیشاپیش به این امر واقف باشید و آن را مساله ای شخصی تلقی نکنید.این گونه افراد به شما ((نه)) نمی گویند،بلکه به فرصتی ((نه)) می گویند که می تواند زندگیشان را بسیار بهبود بخشد.در مواجه با چنین افرادی،نگران یا عصبی یا نا امید نشوید،دلتان به حالشان بسوزد تا تحت تاثیر قرار نگیرید.یادتان باشد رویای شما ارآنِ شماست.هیچ وقت اجازه ندهید دیگران رویایتان را از شما بدزدند.

3:چرخه ی موفقیت  اعتقاد----->رفتار----->عمل----->نتیجه(اینم حتماً بخونید)
مهمترین چیز نظام اعتقادیتان است که اگر قوی باشد نتایج خوب میگیرید و اگر ضعیف باشد نتایج ضعیف می گیرید و نتایج ضعیف به تدریج اعتقادتان را به طور کامل نابود می کند.چهار گام رسیدن به موفقیت به ترتیب زیر است:
1-اهدافتان را شناسایی کنید:پیش از آنکه به راه بیفتید باید بدانید کجا می روید.دکتر استیون کاوی در کتاب خود هفت عادت افراد تاثیر گذار می نویسد:<<باید در حالی شروع کنید که پایان را در ذهنتان داشته باشید.بیشتر افراد در این کار نمی دانند که دقیقاً پس از سه سال می خواهند کجا باشند.آنها کار می کنند و انتظار دارند موفقیت از آسمان برایشان نازل شود.افراد موفق،تصادفاً به موفقیت نرسیده اند؛آنها از قبل می دانسته اند که می خواهند در آینده دقیقاً کجا باشند.امروز بهترین موقع است که از خودتان بپرسید می خواهید طی سه سال آینده در کجای این کار و یا چه میزان پول بدست آورده باشید.اگر از هم اکنون مقصودتان را می شناسید به شما تبریک می گویم !
2-متعهد شوید که با جدیت و تداوم کار کنید:دانستن فقط مقصدتان شما را به آن نمی رساند.یک هوا پیما را تصور کنید می خواهد از زمین برخیزد برای این که هواپیما از زمین کنده شود،به نیروی عظیمی نیاز دارد.اگر می خواهید موفق شوید باید با جدیت و پشتکار کار کنید.اقدام جدی به خصوص در اوایل بسیار مهم و ضروری است.در این کار هم باید با نیروی عظیمی شروع کنیم.گرچه این حرکت عظیم و پرانرژی ضروری است،اما باید تداوم پیدا کند،اگر کسی یکی دو ماه به شدت کار کند و شش ماه بعد استراحت کند،عمرش را تلف کرده است(در این کار حداقل باید 6ماه تا یک سال،تلاش کرد و ناامید نشد،البته به احتمال زیاد خیلی زودتر به نتیجه می رسید).می توانید دوباره شروع کنید اما فرصت بزرگی برای پیشرفت را از دست داده اید.آیا می توانید شخصی را تصور کنید که برای کشیدن آب از چاه،شروع به تلمبه زدن می کند و بعد در آخرین لحظه ای که می خواهد آب بیرون بیاید،تصمیم بگیرد که اندکی استراحت کند؟لحظه ای که تلمبه زدن را قطع کند،آب به ته چاه بر می گردد.برای رسیدن به آب،باید باز هم نیروی زیادی صرف بیرون کشیدن آب از ته چاه کند.
3-دستاورد هایتان را مورد بررسی قرار دهید:آیا هنگامی که مقصودتان را شناسایی کردید و تلاش کافی و مداومی را آغاز کردید،به نتیجه ی مطلوبتان می رسید؟در اغلب موارد اینگونه نیست.بنابراین باید به درستی بررسی کنید که چرا فعالیتتان به نتایج دلخواهتان نینجامیده است(در مورد بررسی کردن من هم کمکتون می کنم)مشکل را بیابید و رویکرد دیگری را اتخاذ کنید.مثلاً وقتی سعی بر دعوت به همکاری اشخاص دارید و پاسخ نه شنیده اید،روش ها و فنونتان را مورد بازنگری قرار دهید و آنرا بهبود بخشید(البته نه اینکه همین که از یک نفر نه شنیدید فنون را عوض کنیدا).اگر قصدتان این است که در تجارت،پرشتاب و بی بدیل باشید باید تغییر کنید و همواره در پی بهتر شدن باشید.
4-منعطف باشید:خودتان را با تغییرات وقف دهیدهمه چیز با سرعت در حال تغییر است اگر تغییر نکنیم از قافله عقب می مانیم.
نکته ی مهم:این چهار مورد براستی فرمول موفقیت هستند.سعی کنید الگو بگیرید برای سریعتر موفق شدن(کسانی را که موفق شدند الگو بگیرید):
در حوزه های زیر الگو بگیرید:
1-نظام اعتقادی:اعتقاد ایشان نسبت به خودشان و دیگران؟باوورشان راجع به شرکتی که معرفی می کنند؟درباره ی بازپرداخت؟
2-حرکات ظاهری:لحن و جدیت صحبت کردنشان؟طرز رفتارشان را الگوی خود کنید تا بتوانید موفقیت آنها را همانند سازی کنید.
3-ذهنیت:این افراد بیشتر اوقات به چه چیز هایی فکر می کنند؟(این را می شود از دیدگاه و آرزو هایشان فهمید)شخصی گفته:<<فرد موفق کسی است که از اشتباهاتش درس می گیرد اما موفق تر از آن کسی است که از اشتباهات دیگران درس می گیرند>>
اراده رمز موفقیت است.حال شما باید تصمیم بگیرید که آیا می خواهید تغییر کنید و خودتان را ارتقا دهید یا می خواهید همان گونه که هستید بمانید.اگر بر اساس آنچه که در اینجا می آموزید،عمل کنید،تغییراتی را حس خواهید کرد که هرگز خوابشان را هم نمی دیدید.
4:هدفم از این قسمت ترساندن شما از این کار نیست،قصد من آماده ساختن شماست و بیان حقایق این کار،براستی،این کار از بهترین فعالیت های ممکن و قانونی است و توفیقاتی نصیبتان می شود که به مراتب ارزش همه ی مشکلاتی را که ممکن است پیش روی شما قرار گیرند را دارد.اگر قرار است بزرگترین فرصت دنیا را از دست ندهید،لازم است در ابتدای کار اطلاعات صحیح،توقعاتی بجا و ذهنیتی درست نسبت به کار داشته باشید.
این کار:
1-راه یک شبه پولدار شدن نیست،اما بهترین راه و کوتاهترین راه نسبت به سایر کار ها است برای ثروتمند شدن واقعی و مستلزم تلاش فراوان است.
2-کار آسانی نیست،زیرا با اکثر مشاغل سنتی دیگر تفاوت بسیار زیادی دارد.سرمایه ی اولیه و ریسک این کار بسیار پایین است.اما برای رسیدن به موفقیت،مخصوصاً در ابتدای کار(حداقل 6 ماه تا یک سال اول) تلاش و پشتکار فراوانی لازم است.به همین دلیل است که بسیاری از مردم این کار را رها می کنند.
3-وارد کردن چند نفر به کار و موفقیت صد در صد نیست،صرفاً وارد کردن افراد شما را موفق نمی سازد،شما باید به آنها آموزش دهید،کمک کنید تا آرزو ها و اهدافشان را تعیین کنند و راه رسیدن را به آنها نشان دهید.زیرا توفیق شما بسته به موفقیت آنهاست.علاوه بر این شما باید همیشه در جست و جوی افرادی باشید که ممکن است کار را رها کنند.
4-بینیاز از هر گونه هزینه نیست،به کامپیتر متصل به اینترنت نیاز است و وقتتان،مثلاً اگر ای دی اس ال ندارید آن را تهیه کنید،چون خیلی به نفع شماست و یا هزینه ی اندکی که کتاب مربوط به این کار را بخرید.
5-کاری مطلقاً بدون ریسک نیست،اما ریسک این کار خیلی پایین است؛با وجود این ریسک بسیار پایینی دارد،ممکن است وقت یا پولتان را بگذارید اما آن طور که باید سوذ نکنید..البته ضرر و ریسک این کار در مقایسه با کار های دیگر بسیار بسیار ناچیز است و پاداش بسیار بزرگ موفقیت در این کار به هزینه و ریسک عدم توفیق می ارزد(ذهنیت مثبت را فراموش نکنید).
6-فقط بالا دستی هایم به من کمک می کنند،نیست،آنها هر کمکی از دستشان بر بیاید به شما می کنند و کار را خوب به شما آموزش می دهند و مشاوره می دهند اما این کار،کارِ خود شما می باشد و بنابراین شما مسئول موفقیت خودتان هستید.
7-می توان هر لحظه کار را متوقف کرد و درآمد برای همیشه سراریز خواهد شد،نیست،افراد موفقی هستند که مجموعه های بزرگی ساخته اند و هم اکنون به درآمد انفعالی رسیده اند.به عبارتی ،آنها دیگر مجبور نیستند کار کنند.اما برای رسیدن به این موقعیت شما باید اول یک مجموعه ی سالم و مستحکم بسازید.حتی این افراد موفق هم زمان اندکی را برای مدیریت و ادارۀ کار اختصاص می دهند.
8-من برای موفقیت بالا دستی هایم کار می کنم،نیست(این قسمت خیلی مهم هستش)،این کار تجارتی ازآنِ خود شماست.شما ضامن موفقیت خودتان هستید،نه موفقیت دیگران.بالا دستی هایتان شما را به لحاظ آموزش،راهنمایی،...حمایت می کنند.شرکت به آنها بابت تلاششان پاداش می دهد.این درآمد مستقیماً از شرکت است و نه به واسطه ی کاهش درآمد شما.شرکت به شما هم پاداش می دهد.اگر واقعاً قصد دارید در این کار موفقیت بالایی کسب کنید،لازم است حتماً به این کار به عنوان تجارت خودتان نگاه کنید.تنها زمانی شما به سختی کار خواهید کرد که این کار را به عنوان کار خودتان بدانید و نه برای دیگران.
9-باید تمام وقت کار کرد تا موفق شد؛نیست،افراد زیادی وجود دارند که این کار را به صورت پاره وقت انجام می دهند و موفقیت هم کسب کرده اند.لزومی ندارد این کار را تمام وقت انجام دهید(البته 45 دقیقه در 24 ساعت برای این کار الزامی هستش که میشه هفته ای 5 ساعت(برا اینم راه حل دارم که همینم نکنید)).باید به خاطر داشته باشید که گرچه می خواهید موفقیت بزرگی کسب کنید باید ذهنیتی تمام وقت داشته باشید.

5:همانند سازی؛مهمترین رکن پایداری درآمدتان
میزان موفقیت شما در این کار به موثر بودن همانند سازی کردن شما دارد(به زبان ساده:شما باید اعضایی که به شرکت معرفی می کنید را مثل خودتان فردی با انگیزه و با هدف و کاربلد و حرفه ای تبدیل کنید تا او هم بتواند مثل شما موفق باشد،زیرا توفیق شما بسته به موفقیت آنهاست).
به همین ترتیب هرچقدر که همانندسازی بهتر صورت گیرد،برای اعضای مجموعه نیز پیروی از الگوی موفقیت ساده تر خواهد بود و مجموعه دوام بهتری خواهد داشت.برای اینکه همانند سازی موثر باشد باید سه اصل مهم را در نظر گرفت،این سه اصل عبارتند از:
1-باید سیستمی در کار باشد:این سیستم باید شامل مواردی مانند:دستورالعمل ها،آموزش به همراه مواد آموزشی یا کتاب و ...،ابزار های مورد نیاز برای شروع کار،ابزار های لازم جهت معرفی کار،تکنیک های خاص دعوت و پیگیری،جزوه ی آموزشی
2-سیستم باید آسان باشد:احتمالاً این که دیگه کاملاً ساده هستش و فقط به سواد خوندن نوشتن نیاز داره(کتاب یا این وبلاگ رو میگم)
3-سیستم باید همه جا یکسان باشد:که در این کار این هم همه جا یکسان است.
این کار همانند سازی را حتماً انجام دهید و حتماً زیر دستی هایتان را هم وادار کنید که این کار را انجام دهند...(زیرا این کار به نفع خودتان است)
6:برای آنکه در این کار موفق شوید باید این ویژگی ها را داشته باشید و علاوه بر آن این ها را به مجموعه تان منتقل کنید.
این ویژگی ها تعیین کننده ی موفقیت یا شکست شخص می باشند:
1-شما باید مصرف کننده ی خدمات باشید.    2-لیست افرادی که می خواهید دعوت کنید را بیشتر و بیشتر کنید    3-پشت سر هم کار را به دیگران معرفی کنید      4-روزانه زمانی را به رشد و کمال فردی در این کار اختصاص دهید     5-آموزش پذیر باشید    6-مسئولیت پذیر باشید(شما باید مسئول موفقیت و شکست خودتاباشید)     7-صادق و درستکار باشید     8-مجموعه را مورد بررسی و باز نگری قرار دهید   9-از سیستم پیروی کنید.
7:عملیات عضو گیری(لطفاً اول قسمت های قبلی را بخوانید و بعد از آن به سراغ این قسمت بیایید،باور کنی حتی ترتیب خواندن این ها هم بهتر کمکتان می کند تا تصمیم درست تری بگیرید)
اول از همه لیستی از افرادی که می خواهید به این کار دعوت کنید تهیه کنید و هر روز به تعداد افراد لیست اضافه کنید.
همیشه برای شروع به دعوت اشخاص برای این کار ابتدا از آنها سوال کنید که آیا اگر یک فرصت شغلی پاره وقت یا تمام وقت خیلی مناسب با درآمد بسیار خوب به شما معرفی کنم مایل هستید که کار کنید؟کارش هم راحت است و هم وقتی نمی گیرد و هم محل کار و ساعت کار آن را خودتان تعیین می کنید.یا بپرسید آیا تمایل دارد که به راحتی درآمد خیلی خوبی بدست آورد؟و یا سوال هایی امثال این ها.
در دعوت هایتان می توانید از رهنمود های زیر استفاده کنید(فیلم بازی کردن این رهنمود ها فایده نداره ها،باید واقعاً این گونه باشید):
1-پرستیژتان را حفظ کنید،با اعتماد به نفس و جدی صحبت کنید(اگه واقعاً جدی نیستید که همانطور که در قسمت های قبل گفتم قید این کار را بزنید بهتر است).شما دارید یک فرصت شغلی چند میلیون تومانی را به آنها معرفی می کنید.
2-حتی المقدور از شیوه ی تحریک و کنجکاوی استفاده کنید،اسمی از شرکتتان در ابتدا نبرید و در ابتدا مزایای کارتان و شرکتتان را بیان کنید،زیرا اکثر مردم تا کلمه ی آوردن زیردستی یا زیر مجموعه را می شنوند موضع می گیرند و ذهنیت منفی دارند و دیگر به حرف هایتان اهمیت نمی دهند و توجه نمی کنند و فرصت نمی دهند تا کارتان را معرفی کنید و ثابت کنید که کارتان بسیار خوب و قانونی و درآمد زا است.پس در ابتدا سعی کنید از آنها وقتی بخواهید تا مزایا و ویژگی های شرکت و کارتان و حقیقت این صنعت را بیان کنید.می توانید در لا به لای صحبت هاتان بگویید که این یک کار خانگی است که خودتان رئیس خودتان هستید و ساعت کار هم خودتان تعیین می کنید(واقعاً هم همینطور هستا،یادتون نره که صداقت هم خیلی مهم هستش)بگویید که پشت تلفن نمی شود حق مطلب را ادا کرد،چون هم شما آمادگی ندارید و هم وقت کافی وجود ندارد.بگویید که قول نمی دهید از کار خوششان بیاید اما بهتر می بینید که لااقل با کار آشنا شوند و اینکه هیچ اجبار و الزامی برای ورود شما به کار نیست(این کار باعث می شود که راحت تر تصمیم منطقی ای بگیرند و موضع نگیرند).در هنگام معرفی اگر از شما پرسیدند که کارتون بازار داری یا از این قبیل است،دروغ نگویید و بگویید بله و از او بپرسید که آیا از این کار چیزی می داند یا نه؟خوب به حرف هایش گوش دهید تا متوجه شوید چقدر می داند و سپس می توانید اطلاعات مربوط را در اختیارش بگذارید تا بهتر تصمیم بگیرد.
3-در تعیین قرار ملاقات جدی باشید و حواستان باشد که رفتارتان سمجانه جلوه نکند.
4-در حین صحبت از کلام و چشمانتان شوق و ذوق ببارد(باید هم همین گونه باشد تو قسمت های قبل گفتیم که اگر تمایل شدید ندارید،در این کار موفق نمی شوید،حتماً همه برای رسیدن به رویا هایشان ذوق و شوق دارند).

حالا چندتا از بهانه های شایع و پاسخ آنها را بهتون میگم:
1-این کار دسیسه ی هرمی/غیر قانونی است.
پاسخ:در قسمت اول همین صفحه(شماره 1) پاسخ این بهانه را داده ام.
2-شما برای بالا دستی ها کار می کنید و دیگران را ثروتمند می کنید.
پاسخ:این کار تجارت خود شماست.به همین خاطر به اندازه ی تلاشتان درآمد کسب می کنید.بالا دستی هایتان درصد کمی از شما سود می برند و حتی فقط از زیر مجموعه ی مستقیمی که خودشان آن را معرفی کرده اند و آموزش داده اند سود می برند(از زیر مجموعه ی زیرمجموعه شان هیچ سودی نمی برند).این سود اندک هم بابت معرفی کردن مشتریان مجموعه تان به این کار و کمک و آموزش به آنها است(یعنی حتی امکان اینکه شما از بالادستی تان درآمد بیشتری کسب کنید هم وجود دارد).در اغلب موارد بالا دستی ها هستند که برای شما کار می کنند،زیرا آنها فوت آخر را نیز به شما می آموزند تا موفق شوید؛زیرا موفقیت آنها در گرو موفق کردن شماست.
3-وقت ندارم.
پاسخ:معمولاً این بهانه را مردم برای فرار از تصمیم گیری جهت ورود به کار می آورند.وقت تنها چیزی است که همه ی ما به صورت مساوی در اختیار داریم.شما هر شبانه روز 24 ساعت وقت دارید،نه بیشتر و نه کمتر.ما زمان محدودی را به اموری که در فهرست اولویت ما قرار دارند اختصاص می دهیم؛مانند کار،تفریح و...اگر انجام این کار در اولویت ما قرار نگیرد هرگز زمانی را به آن اختصاص نخواهیم داد.طریقه ی برخورد با چنین افرادی این است که مزایای این کار را به او نشان دهیم و این که چگونه می تواند با پاره ای از وقتش به این کار برای ساختن مجموعه اش در آینده،به اهداف و آرزو هایش برسد.مفهوم اهرم زمان را به این افراد نشان دهید(اهرم زمان:به این نکته دقت کنید اگر شما روزی 8 ساعت کار کنید و سالی 50 هفته کار کنید(2 هفته استراحت) در سال 2800 ساعت کار می کنید و در 40 سال عمرتان 112000 ساعت که در این مدت حتماً نمی توانید پول زیادی بدست آورید بنابراین از رسیدن به آرزو هایتان ناامید می شوید.اما این کاری که به شما معرفی می کنم راهی برای رسیدن به رویا هایتان است.زیرا در این کار شما از زمان دیگران هم استفاده می کنید مثلاً اگر 100 نفر برای شما کار کنند شما به اندازه ی روزی 800 ساعت کار درآمد بدست می آورید یعنی کاری که باید در طول 40 سال انجام دهید را در 5 ماه(150 روز) انجام می دهید.(ما شیوه ی به کار گیری افراد دیگر را هم به شما یاد می دهیم).این کار خودش صرفه جویی در زمان و انجام کار زیاد در زمان کوتاه است.
4-این یک کار پاره وقت است و به درد زن های خانه دار می خورد.
پاسخ:بیشتر افرادی که این کار و پتاسیل درآمد نامحدود این کار را درک نکرده اند تصور می کنند که این یک صنعت کم اهمیت است که بدرد زن های خانه دار و آدم های بیکار می خورد.این تصوری نادرست از این تجارت است.حقیقت آن است که این صنعت به عنوان بزرگترین فرصت تجاری در طول تاریخ دنیا شناخته شده است.(حتماً باید این افراد مدتی صبر کنند و بعد که برای ورود به این صنعت باید هزینه ی زیادی بپردازند وارد بشوند و این فرصت طلایی را از دست می دهند)افرادی نظیر دکتر چارلز کینگ،رابرت کیوساکی،زیگ زیگلار،برک هج،جان میلتون فاگ،ریچارد پو و جان مکنچ و دیگران این کار را مورد تایید قرار داده اند.این ها نویسندگان معروف و مشاوران تجاری موفقی هستند.هم اکنون این صنعت در برخی از دانشکده ها و دانشگاه های ایالات متحده تدریس می شود.
5-از وضعیت زندگی ام راضی و خرسندم.
این افراد در حاشیه ی امن خود به سر می برن.ممکن است متقاعد ساختن آنها کار ساده ای نباشد،اما هدف اصلی،دادن اطلاعات بیشتر به آنهاست تا به آنها کمک شود تصمیم عاقلانه ای بگیرند.با آنها درباره ی رویا هایشان صحبت کنید و مفهوم اهرم و درآمد انفعالی را برایشان توضیح دهید.به یاد داشته باشید که نه یعنی فعلاً نه.
اینها برخی از بهانه های رایج بود که ممکن است با آنها برخورد کنید.اصول پاسخگویی به بهانه ها ثابت است.هیچگاه در پی اثبات درستی خود و در اشتباه بودن آنها نباشید.این بهانه ها را با رفتار مقبولی پاسخ بگویید.لبخند بزنید،سرتان را به نشانه ی تایید تکان دهید و اجازه دهید آنها بیشتر حرف بزنند.همواره به خاطر بسپارید که هدف اصلی دادن اطلاعات مناسب به آنهاست تا در گرفتن تصمیمی عاقلانه کمکشان کند.
نکته ی طلایی و مهم:پیگیری:یکی از بزگترین اشتباهاتی که برخی افراد در این کار انجام می دهند عدم پیگیری است.آنها هدفشان را فقط وارد کردن افراد به این کار می دانند و فکر می کنند وقتی آن فرد وارد شد آنها به هدفشان رسیده اند و کار بعدیشان پیدا کردن فرد بعدی است،این کار در حقیقت اتلاف عمر است.تصور نکنید که همین که همانند سازی کردید و کار را معرفی کردید و آنها وارد شدند  کار تمام است،شما همیشه باید مشخصات افرادی که در مجموعه تان هستند و بالاسریتان را نگه دارید و هر چند وقت یکبار با آنها صحبت کنید و از اوضاع و احوال آنها جویا شوید و اگر مشکلی داشتند به آنها کمک و راهنمایی کنید و به آن ها روحیه بدهید و امیدوار کنید و اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید به زیر دستی هایتان انتقال دهید و هرگز آنها را فراموش نکنید.این کار مستلزم آن است که شما افرادی را که وارد کردید کمک کنید تا موفق شوند،موفقیت آنها باعث توفیق شماست.(این نکته خیلی مهم هستشا،حتماً این را عملی کنید)

8:هدف گذاری صحیح
در ترسیم اهدافتان باید به موارد زیر توجه داشته باشید:
1-باید آرزوی مشخصی داشته باشید:ثروتمند شدن هدف مشخصی نیست.شما باید تعیین کنید که دقیقاً چقدر پول می خواهید بدست بیاورید.موفقیت در این کار هم دقیقاً هف مشخصی نیست.باید دقیقاً درجه ی موفقیتی که آرزوی رسیدن به آن را دارید مشخص کنید.
2-باید تاریخ مشخص رسیدن به اهدافتان را تعیین کنید:مثلاً پنج سال بعد تاریخ دقیقی نیست اما بیست و پنجم مهر ماه 1391 تاریخ مشخصی است.
3-باید طرح و نقشه داشته باشید:ابتدا با یک طرح ساده شروع کنید و بر اساس پیشرفت های کاری تان،آن را مورد بازنگری و اصلاح قرار دهید.
4-باید لیستی مکتوب داشته باشید:تمام این نکات را بر روی یک برگ کاغذ بنویسید.
5-باید هر روز آن را بخوانید:این برگ کاغذ را هرجا که می روید به همراه داشته باشید و هر روز آن را بخوانید.رویایتان را تجسم کنید و با شور و حرارت و سراپا امید آن را به زبان بیاورید.
همواره صبور باشید و هرگز کار را رها نکنید.شما می توانید بخشی از برنامه هایتان را تغییر دهید،اما همیشه باید بر روی هدفتان تمرکز کنید.

9:  37 دلیل شکست افراد در این کار:
1-اهداف خود را نمی نویسند و نمی دانند از زندگی چه می خواهند،جهت و آرزو ندارند و سردرگم و شکست خورده هستند.
2-تعهد ندارند و فعالیت نمی کنند.
3-سازماندهی ندارند؛برای جستجوی مدارک و مشخصات و رمز عبور وقت را هدر می دهند و لیست اعضا و شماره یا وسیله ای برای ارتباط با آن ها ندارند و مشخصاتشان را نمی دانند.
4-در حفظ مدارک و اسناد کوتاهی می کنند.
5-تمایل صرف به منفعت شخصی خود دارند.آنها نگران نیاز های زیر مجموعه ها و همکاران خود نیستند.
6-به سادگی در دسترس نیستند.به سختی می توان با آنها تماس گرفت و یا پیغام ها و مکالمات را به سرعت پاسخ نمی دهند.
7-درباره ی چگونگی موفقیت در این کار آگاه نیستند،علاقع ای هم به دانستن آن ندارند.
8-مشتری های جدید را پیگیری نمی کنند و هیچ توجه و علاقه ای به استفاده ی آنها از خدمات نشان نمی دهند.
9-خیلی زود دست از کار می کشند و تسلیم می شوند.آنها معمولاً در 90  روز اول از کار خارج می شوند.
10-با مسایل و مشکلات کوچک دلسرد می شوند و حرکتشان کند می شود.
11-این کار را کاملاً جدی نگرفته اند.
12-تنبلی کرده و می خواهند بدون زحمت ،مزد تلاش زیر مجموعه های خود را بدست آورند.
13-نسخه های غیر حرفه ای،نا مرتب و ضعیفی از اطلاعات موجود منتشر می کنند.
14-به شکایات زیرمجموعه و مشتری ها رسیدگی نمی کنند.
15-زحمات زیر مجموعه های خود را به رسمیت نمی شناسند و آنها را تحسین نمی کنند.خودپسند هستند.
16-کار خود را روزانه انجام نمی دهند.
17-نسبت به درآمد سرشاخه خود بی میل و علاقه هستند.فعالیت خود را متوقف می کنند تا از بهره مندی سرشاخه خود جلوگیری کنند.با خود دچار تناقض هستند.مسئولیت پذیر و جوابگو نیستند.
18-در ازای تلاش های کمی که انجام می دهند،انتظارات بی جا دارند.
19-بجای آموختن اصول کار،بین اظهار نظر های منفی مردم سردرگم می شوند.
20-بسیار کم حوصله هستند.بدون اینکه تمایل به تلاش کردن داشته باشندمی خواهند زود به درآمد بالایی دست یابند.
21-اطلاعات را سریعاً به زیر مجموعه ها انتقال نمی دهند.
22-بسیار شکایت می کنند و مانند کودکی غرغرو،نابالغ و بی تجربه رفتار می کنند.غیر مولد هستند.
23-بدون اینکه در یک کار به موفقیت برسند به کار های دیگر می پیوندند.هیچ درآمدی ندارند.
24-درگیر کلمات هستند.پیرامید،غیرقانونی و دیگر طرح ها.(که ثابت کردم این تصورات غلط است)
25-بجای اینکه تلاش کنند،منتظر مائده آسمانی هستند.
26-تمایل برای پذیرفتن سرمایه گذاری در کار نظیر کاتالوگ،آموزش و غیره ندارند.بسیار محافظه کار هستند.منتظر می مانند و نگاه می کنند.
27-اصالتاً منفی هستند.نه...یعنی فعلاً نه.
28-نمی توانند با تغییرات شرکت خود را وفق دهند.انعطاف پذیری در تفکر ندارند.
29-اعتقاد به خدمات ندارند و از آن استفاده نمی کنند.فقط به خاطر پول در این کار هستند.
30-به سادگی تحت تاثیر اظهار نظر های منفی فامیل،آشنایان و دوستان قرار می گیرند.به ابعاد مثبت توجهی ندارند و به تنهایی نمی توانند فکر کنند.
31-وقت زیادی را صرف تشکیل مجموعه می کنند و وقت بسیار کمی را به مشتری ها و زیرمجموعه ها اختصاص می دهند.از مردم دوری می جویند.
32-برای موفقیت برنامه ریزی نمی کنند بلکه برای شکست برنامه ریزی می کنند.
33-فکر می کنند همه چیز را می دانند.
34-پی گیر آخرین اتفاقات این صنعت نیستند و آن را یادداشت و حفظ نمی کنند.
35-برای انجام این کار تمام تلاششان را به کار نمی گیرند.
36-شایعات را باور می کنند،دنبال حقیقت نیستند و در هر برنامه ای زود باور هستند.
37-دروغ می گویند تا خوب به نظر برسند.

خسته نباشید،حالا امیدوارم که موفق باشید...



فروشگاه شمال استار با قیمت های استثنایی


پیشنهادی باور نکردنی اما واقعی !!

درباره وبلاگ
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت

poolaki2002

قالب وبلاگ